اشتراك خبرنامه‌
پست الكترونيكي:

مقاله‌هاي مرتبط با كنكور

درباره انتخاب رشته اقتصاد

علي سرزعيم


توده مردم وقتي در مورد علم اقتصاد فكر مي كنند، بلافاصله مفاهيمي چون پول، تورم، رشد اقتصادي و مسائلي از اين دست را در ذهن متصور مي شوند.

مردم عامي گمان مي كنند كه اقتصاددانان و دانش آموختگان اقتصاد كساني هستند كه صرفا با اين مسائل سروكار دارند و اساسا علم اقتصاد ابزار مواجهه با چنين مسائلي است. در عين اينكه بايد تاييد نمود كه موضوعات يادشده در زمره موضوعات اصلي علم اقتصاد است، اما به هيچ عنوان منحصر به اين موضوعات نيست. كليه مقولات فوق در حوزه علم اقتصاد كلان مي گنجد. در علم اقتصاد كلان، تحولات اقتصاد در سطحي وسيع يعني جهان (تجارت بين الملل)، كشور (اقتصاد كلان) و صنعت (آب، نساجي، ... ) و بخش (صنعت، كشاورزي، ...) مورد بررسي قرار مي گيرد. با همه اينها علم اقتصاد به مراتب وسيعتر از اقتصاد كلان است و اقتصاد كلان بخش كوچكي از دامنه وسيع اين علم را در بر مي گيرد.

علم اقتصاد را علم تخصيص بهينه منابع كمياب تحليل كرده اند. اين تعريف اگرچه تا حدودي فني است اما دلالت بر اين دارد كه عقلايي ترين شيوه هاي استفاده از منابع محدود در همه سطوح (از فرد، بنگاه، صنعت، كشور و جهان) در علم اقتصاد مورد بررسي قرار مي گيرد. از اين رو در برخي منابع، رويكرد اقتصادي را رويكرد عقلايي نيز نامگذاري مي كنند چرا كه انسانها در رفتارهاي اقتصادي بيشتري عقلانيت را از خود بروز مي دهند. در يك تعريف ديگر، علم اقتصاد علم تحليل انگيزه ها معرفي شده است. مقصود از آن اين است كه علم اقتصاد ابزار و چارچوب هاي مفهومي خاصي در اختيار دانش آموختگان اين رشته قرار مي دهد كه از طريق آن بهتر مي توانند انگيزه افراد را در فعاليت هاي مختلف تحليل كرده و قادر به پيش بيني آن شوند. از همين جا مي توان به يك نتيجه گيري خوب رسيد. دانش آموختگان اقتصاد صريح تر و سريعتر از تحصيل كردگان رشته هاي علوم اجتماعي مي توانند رفتارهاي انسانهاي ديگر را پيش بيني كرده و اين رفتارها را پيش بيني كنند. همين امر اين قدرت را در اختيار آنها مي گذارد تا با استفاده از آن بتوانند در سياست گذاري ياور تصميم گيران باشند. تصميم گيران و سياست گذاران همواره خواهان آن هستند كه بتوانند با استفاده از ابزارهاي غيراجبارآميز و غيرخشونت بار، توده جامعه را به رفتار مطابق اهداف تعيين شده سوق دهند. از آنجا كه علم اقتصاد قدرت پيش بيني رفتار انسانها (به طور مجموع نه انفرادي) را در اختيار دانش آموختگان اين علم قرار مي دهد، حاملين اين علم مي توانند به سياست گذاران در تحقيق اهدافشان ياري رسانند. به اين عنوان مي توان گفت كه علم اقتصاد علم سياست گذاري و حكمراني است. در عرصه حكمراني مسائل گوناگوني مطرح است. مثلا مناسبات قدرت ميان افراد در رشته علوم سياسي مورد مطالعه قرار مي گيرد اما اينكه چگونه مي شود سياست هاي بهتري اتخاذ كرد، وظيفه اي است كه بر دوش علم اقتصاد گذارده شده است.

شايان ذكر است كه تحليل انگيزه ها و رفتارهاي انسان منحصر به رفتارهاي اقتصادي آنها در عرصه بانك، بيمه، خريد و پس انداز نيست بلكه در همه حوزه هاي زندگي اين موضوع مورد توجه است. به عنوان مثال، تحليل نظام انگيزشي حاكم بر جامعه پزشكان و بيماران و تحليل رابطه ميان آنها و تنظيم روابط آنها با استفاده از ابزارهاي سياست گذاري، زمينه جذابي است كه علم اقتصاد در آن وارد شده و در اثر آن حوزه مشهور "اقتصاد بهداشت" به وجود آمده است. به طور مشابه، در عرصه حمل و نقل، اشكال مختلف رفتار سازمانهاي دارنده وسايل حمل و نقل، اعم از دريا، زمين و هوا و نوع رابطه آنها با متقاضيان سفر با آنها در حوزه "اقتصاد حمل و نقل" بررسي مي گردد. اقتصاد شهري، اقتصاد سياسي، اقتصاد مالي، اقتصاد آموزش، اقتصاد انرژي و منابع طبيعي، اقتصاد محيط زيست، اقتصاد رسانه و اقتصاد فرهنگ از جمله حوزه هايي است كه كاربرد تحليل اقتصادي در موضوعات اجرايي و كاربردي و غيرمرتبط با اقتصاد كلان را نشان مي دهد. در عين حال بايد توجه داشت كه علم اقتصاد براي مجموعه هاي كوچك چندان كارايي ندارد. به عنوان مثال، اگرچه دانش اقتصاد به آدمي در زندگي روزمره كمك كرده و درك آدمي را از رفتارهاي انسانها بهبود مي بخشد، اما كاربرد اصلي آن را در اين حوزه نبايد جستجو كرد. به عنوان تشبيه مي توان به اين نكته اشاره كرد كه هيچ كس براي مديريت اجناس خوراكي مورد نياز در منزل، از علم و نرم افزار خاصي استفاده نمي كند و با مروري كلي مي توان دريافت كه آيا در خانه از يك جنس خاص، نظير تخم مرغ، گوشت يا لوبيا به ميزان كافي وجود دارد يا نه. اما در يك شركت بزرگ مثل ايران خودرو كه روزانه چند هزار خودرو ساخته مي شود و هر خودرو متشكل از هزاران قطعه است، سيستم انبارداري را نمي توان به صورت شهودي انجام داد بلكه بايد از نرم افزارهاي مربوطه استفاده كرد. به همين قياس، در زندگي روزمره مي توان بدون آگاهي از علم اقتصاد زندگي موفقي داشت اما براي سياست گذاري و تصميم گيري در سطح جامعه، استفاده از ابزار آن يعني علم اقتصاد امري گريزناپذير مي باشد.

يكي از مهمترين ويژگي هاي علم اقتصاد كه آن را از ديگر حوزه هاي علوم اجتماعي ممتاز مي كند، درهم تنيدگي آن با علم رياضي و مفاهيم آن است. اگر نگاهي به كتاب هاي جدي اقتصادي بياندازيد، فرق چنداني ميان اين كتابها با كتاب هاي رياضي و فني-مهندسي مشاهده نمي كنيد چرا كه علم اقتصاد، علمي است شديدا رياضي شده! رياضي شدن علم اقتصاد، موجب گرديده تا دقت و استحكام مفاهيم اقتصادي صدچندان شود. به همين مناسبت، شايد اغراق نباشد اگر ادعا نمود كه اقتصاد در ميان ديگر حوزه هاي علوم اجتماعي (نظير جامعه شناسي، روانشناسي، مردم شناسي، مديريت)، به مفهوم علم بودن نزديك تر است. اين نكته مي تواند مايه مباهات دانش آموختگان علم اقتصاد باشد چرا كه عمر خود را صرف يادگيري چيزي مي كنند كه امكان ابطال آن و زيرورو شدن آن بسيار اندك است در حاليكه اگر شما در ديگر حوزه هاي علوم اجتماعي تحصيل كنيد، ممكن است با يك انقلاب نظري، كل دانش تان قديمي و كنارگذاشته شده قلمداد گردد. طبيعي است كه هرجا منفعتي هست، بايد انتظار داشت هزينه اي هم وجود داشته باشد. علم تر بودن اقتصاد بر اين معنا نيز دلالت دارد كه يادگيري اقتصاد سخت تر از ديگر رشته هاي علوم اجتماعي است. در اقتصاد نمي توان به صرف روخواني و حفظ كردن موفق شد. درك علم اقتصاد تنها در پي ممارست و حل مسائل دشوار رياضي و تحليلي حاصل مي گردد. لذا اگر كسي بنيه رياضي ضعيفي دارد، طبيعتا احتمال موفقيت اندكي در اين رشته علمي خواهد داشت و بايد به او توصيه كرد كه اساسا به سراغ اين رشته علمي نيايد. در كنار آن بايد گفت كه امروزه از نرم افزارهاي رياضي و آمار به طور وسيعي در تحليل هاي اقتصادي استفاده مي شود. لذا اگر كساني نسبت به كار با نرم افزارهاي اين چنيني پرهيز دارند، نمي توانند در حوزه اقتصاد چندان موفق باشند. لذا تكرار مي شود كه مهارت در رياضي و نرم افزارهاي كامپيوتري از جمله پيشنيازهاي موفقيت در عرصه علم اقتصاد است.

بعضي ازرشته هاي دانشگاهي به صورتي هستند كه پس از چهارسال تحصيل، از مفاهيم و ابزارهايي بهره مند مي شويد كه مستقيما مي توانيد با آنها در بازار كار فعاليت كنيد. رشته هاي مهندسي، حقوق، پرستاري از جمله اين رشته ها هستند. يك مهندس پس از چهارسال فعاليت واجد حداقل هاي لازم براي كار حرفه اي در عرصه صنعت مي گردد. براي اينكه كسي در بزرگترين پروژه هاي صنعتي و عمراني فعاليت كند، لزومي ندارد تا مدركي بالاتر از مدرك ليسانس داشته باشد. در اين قبيل رشته ها، مدارك بالاتر از ليسانس براي امور آكادميك، پژوهش هاي خاص و همچنين موضوعات خاص كاربرد دارد. لذا تمايل به ادامه تحصيلات عالي در اين رشته ها نسبتا كم است و افراد توانمند به راحتي مي توانند با مدرك ليسانس درآمد خوبي داشته باشند. در مقابل، رشته هاي ديگري قرار دارند كه از عمق زيادي برخوردارند و ارائه تحليل هاي درست و عميق منوط به دانش فراوان است. به عنوان مثال، مسائل نظري و فلسفي از عمق زيادي برخوردار است و دانشجو در دوران ليسانس صرفا آشنايي كمي با مفاهيم فلسفي و مكاتب مختلف پيدا مي كند. به عبارت ديگر به صورت جدي وارد مناقشات فلسفي نمي شود. تنها پس از اخذ مدرك دكتري، شخص حايز صلاحيت براي ورود به مباحث جدي فلسفي قلمداد مي گردد. بايد اذعان كرد كه علم اقتصاد جزو دسته دوم است به اين معنا كه دانشجو با در اختيار داشتن مدرك ليسانس و گذراندن 140 واحد درسي، شناخت و تحليل درست و عميقي از موضوعات پيدا نمي كند. به يك معنا تا كسي قريب به 10 سال آموزش كافي نبيند (كه معادل دكتري مي شود)، فاقد توانايي تحليلي لازم براي ارائه خدمات جدي و كافي در اين عرصه قلمداد مي گردد. به يك معنا مي توان گفت كه ورود به عرصه علم اقتصاد، يك سرمايه گذاري ديربازده است. از اين رو اگر كسي نتواند از حداقل صلاحيت لازم براي ارائه تحليل هاي اقتصادي برخوردار گردد (يعني مدرك فوق ليسانس يا دكتري داشته باشد)، نمي تواند به راحتي تحليل هاي خود را عرضه كند. به همين نسبت تفاوت درآمد ميان دارندگان مدرك ليسانس علم اقتصاد و مدارك بالاتر آن برقرار است. كساني كه به مدرك ليسانس اقتصاد اكتفا كنند، در مقايسه با دارندگان مدارك بالاتر درآمد بسيار كمتري خواهند داشت.

مطلب فوق در كنار اين واقعيت كه دانشجو در برخي رشته هاي ديگر آموزش هاي رياضي بهتري پيدا مي كند، موجب گرديده تا برخي از اساتيد گزينه تحصيل در رشته هاي ديگري چون رياضي، آمار و مهندسي را تا مقطع ليسانس پيشنهاد كرده و پس از آن براي مقاطع بالاتر فرد به رشته اقتصاد رجوع كند. به اين ترتيب فرد نه تنها مي تواند ضعف درآمد كم ناشي از مدرك ليسانس اقتصاد را جبران كند، بلكه از ابزارهاي رياضي قوي تري نيز برخوردار خواهد شد. امروزه اين گزينه در ميان جوانان ممتاز رشته رياضي-فيزيك به شدت مطرح است. اين مسئله خصوصا با توجه به اين واقعيت كه كيفيت ارائه آموزش اقتصاد در دانشگاه هاي ايران در سطوح كارشناسي بسيار نازل است تشديد مي شود. در برخي رشته ها نظير رشته برق و كامپيوتر، 10 دانشگاه برتر ايران از استاندارد تدريس بسيار خوبي برخوردارند و قدرت رقابت خوبي با دانشگاه هاي ممتاز جهان و آمريكا دارند. دليل آن نيز اين است كه هر سال تعداد قابل توجهي از دانش آموختگان رشته هاي مهندسي در 10 دانشگاه برتر جهان پذيرفته مي شوند. اما اين وضع در مورد رشته اقتصاد صادق نيست. هم اكنون دانشكده هاي اقتصاد نمي توانند ادعا كنند كه كيفيت ارائه دروس قابل رقابتي با 20 دانشگاه برتر جهان دارند.

در مورد بازار كار رشته اقتصاد با توجه به نكات گفته شده مي توان نكاتي را به علاقه مندان يادآور شد:

پيش از هر چيز بايد به نكته گفته شده در بالا توجه داشت كه علم اقتصاد، علم سياست گذاري و حكومت داري است. مقصود از اين حرف اين نيست كه دانش آموختگان علم اقتصاد در مسئوليت حكومت داري، سياست گذاري و تصميم گيري قرار مي گيرند. ابدا اينگونه نيست. دانش آموختگان علم اقتصاد در موقعيت كارشناس و مشاور قرار مي گيرند و به كساني كه در موضع سياست گذاري و تصميم گيري قرار دارند خدمات خود را عرضه مي كنند. پست هاي ياد شده معمولا (و در ايران تقريبا هميشه) توسط افراد سياسي اشغال مي شود. نتيجه ديگري كه از گفته مذكور مي توان گرفت اين است كه بازار كاراصلي براي اين رشته در دولت است. اگر شما در حوزه اقتصاد كلان متخصص شويد، به صورت طبيعي بايد به استخدام سازمان هايي چون بانك مركزي، وزارت اقتصاد و دارايي، سازمان برنامه و بودجه و وزارت بازرگاني در آييد. اگر در اقتصاد بهداشت مهارت يافته ايد، مي توانيد در سياست گذاري هاي مربوط به بخش بهداشت و درمان مشاركت كنيد. به طور مشابه، اگر در اقتصاد حمل و نقل تخصص داريد، وزارت راه و ترابري جايي است كه خريدار تخصص شما خواهد بود. با اين توصيف تاكيد مي شود كه دولت مهمترين خريدار تخصص اقتصاد خواهد بود. حال هر جا كه خريدار واحد وجود دارد، عرضه كنندگان با محدوديت هايي روبرو هستند. در اينجا نيز مهمترين خريدار تخصص اقتصاد دولت به شمار مي رود. چنانچه بهر دليل دولت تمايلي به استفاده از تخصص شما نداشته باشد، در آن صورت شما در يافتن شغل با مشكلات جدي روبرو خواهيد شد. در دوران معاصر دولت به دليل اينكه اساسا علم اقتصاد را قبول نداشته و آن را غربي و ناسازگار با شرايط ايران مي دانسته، تقاضاي جدي براي اين خدمت نداشته است. دقيقا به همين دليل نيز ارج واقعي براي اين تخصص و حاملين آن قائل نبوده است. نشانه آشكار آن پرداخت هاي نامناسبي است كه در بخش دولتي به دانش آموختگان رشته اقتصاد داده مي شود. به تعبير ديگر، دانش آموختگان اقتصاد ناگزير از كار در دولت مي شوند و همانگونه كه همه مي دانند نرخ پرداخت حقوق و دستمزد در بخش دولتي كمتر از بخش خصوصي است. لذا در شرايط فعلي بازار كار جذابي در دولت وجود ندارد. اين در حالي است كه اگر واقعا اثربخشي مهم بود، متخصصين اقتصاد مي توانستند بيشترين درآمدها را كسب كنند. يك خطاي كوچك در سياست گذاري مي تواند صدها ميليارد تومان زيان برجا گذارد. حال به طور منطقي اگر كسي بتواند با تخصص خود مانع از خطاي مذكور شود، شايسته است كه درآمدي معادل 1% منفعتي كه ايجاد مي كند داشته باشد كه طبيعتا عدد بسيار بزرگي خواهد شد. متاسفانه به دليل ضابطه هاي دولتي چنين منطقي بر فعاليت هاي دولتي حاكم نيست و انگيزه لازم براي استفاده از تخصص اقتصاد در اصلاح سياست گذاري هاي اقتصادي وجود ندارد. اين در حالي است كه بر اساس آخرين رتبه بندي صورت گرفته توسط مجله فوربس در مورد درآمدزايي رشته ها در بازار كار آمريكا (يا كشورهاي توسعه يافته)، رشته اقتصاد بعد از رشته كامپيوتر در جايگاه دوم قرار دارد .

در كنار نكات فوق، بايد به اين نكته نيز اذعان داشت كه غير از دولت، شركت ها و سازمان هاي بزرگ نظير بانك ها، بيمه ها، شركت هاي چند مليتي و شركت هاي نفتي از جمله مكان هايي هستند كه تقاضاي مشخصي براي تخصص اقتصاد دارند. اندازه اين سازمانها به قدري بزرگ است كه در تحليل فعاليت هاي خود و انتخاب استراتژي مناسب و ارزيابي محيطي ناگزير از بكارگيري تخصص اقتصاد هستند. خوشبختانه تقاضاي اين بنگاه ها واقعي است و تخصص اقتصاد در چنين سازمان هايي قدر و رتبه واقعي خود را دارد. به تبع آن پرداخت هاي بسيار خوبي نيز دارند.

منبع: رستاك

موضوع: انتخاب رشته و معرفي رشته‌ها

امتياز: 3.44 تعداد رأي: 43

امتياز دهيد:

نظرات:

13/11/1392 ساعت 01:12
گلشن:
موقع انتخاب رشته ديد درستي از اين رشته نداشتم ولي با گدشت يه ترم و مطالعات جانبي الان واقعا راضي و خوشحالم.رشته ي زنده و به روزيه و برخلاف بقيه ي رشته ها هر ساعت شبانه روز ميشه برنامه اي در رابطه با اقتصاد رئ ديد كه اين خودش نشون دهنده ي اهميت ايين رشتست.ممنون از مطلبتون


18/10/1392 ساعت 11:26
مجتبي:
مرسي از شما


28/09/1391 ساعت 20:25
رسول رستمي:
به نظر من رشته ي اقتصاد رشته ي فوق العاده اي هستش همهي اون كسايي كه اين رشته رو مي خونن به جاي اينكه دنبال نقطه ضعفي واسه اين رشته باشن دنبال ادامه دادن اين رشته باشن خودشونم در آينده ميبينن كه كار خودش به اسقبال اينا مياد فقط تلاش كنيم بهتره تا توجيه.


09/05/1391 ساعت 10:09
نويد:
هر رشته اي رو اگه با علاقه و هدف بخونين و البته تا مقاطع بالا مشخصا براي شما اوضاع مساعد تري فراهم ميشه .در مورد رشته ي اقتصاد چون جوامع متمدن امروزه اين رشته را به عنوان يكي از رشته هاي برتر در نظر ميگيرند اميد اين هست كه هر چه كشور رو به ‍‍بيشرفت حركت كند ارزش ان شناخته تر ميشود در اصل دومين مشكل قديمي مملكت ما بعد از استبداد همان بي اهميتي اقتصاد است


11/02/1391 ساعت 16:18
majid:
پ1†9پ1‡0 پ1„7پ1ƒ9پ1‡0پ1…2پ1„4پ1‡2پ1”4 پ1„2پ1„9پ1†9 7 پ1ƒ9پ1”4پ1‡0 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1‡1پ1…1پ1„2پ1†9.
پ1„0پ1ƒ9پ1”4پ1„7 پ1„0پ1‘5پ1†9 پ1گ9پ1‡1 پ1ƒ9پ1”4پ1‡0 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1ƒ9پ1…3پ1†8پ1ƒ9 پ1„0پ1ƒ9 پ1„2پ1„0پ1…7 پ1†9پ1‡0 پ1…1پ1ƒ9پ1…0پ1‘5پ1ƒ9پ1„9 پ1‡0پ1”4پ1…1پ1„2.
پ1‡2 پ1ƒ9پ1…0 پ1„6پ1‡2پ1‡0پ1„7پ1‡0پ1…2 پ1Œ6پ1…2پ1”4پ1†9پ1‡2پ1‡0پ1†9.پ1ƒ9پ1†8پ1„0پ1„2پ1‡1 پ1‡1پ1†9پ1چ4پ1”4پ1‡0پ1†9 پ1‡0پ1„6پ1‡2پ1‡0پ1„7پ1†9.
پ1„0پ1‡1 پ1گ9پ1…1پ1ƒ9پ1‡0پ1”4 پ1گ9پ1‡1 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1„7پ1„0پ1”4پ1„9پ1…1پ1„2پ1ƒ9پ1‡0پ1…2پ1‡2پ1‡0 پ1„9پ1”4پ1ƒ9پ1…4پ1”4 پ1‡1پ1…1پ1„2پ1…2 پ1Œ6پ1”4پ1…2پ1‡0پ1‡1پ1ƒ9پ1„7 پ1†9پ1”4پ1گ9پ1‡0پ1†9 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1„9پ1”4پ1ƒ9پ1…4پ1”4 پ1‡2 پ1†5پ1”4پ1…0پ1”4پ1گ9 پ1‡2پ1گ9پ1†8پ1ƒ9 پ1†5پ1‡0پ1”4 پ1„0پ1„6پ1‡2پ1‡0پ1‡0پ1„7 پ1„0پ1…7پ1„7پ1…2 پ1„2پ1‡2 پ1ƒ9پ1„9پ1…2پ1„7 پ1„6پ1‡2پ1ƒ9پ1…1پ1„2پ1‡0 پ1„0پ1„0پ1”4پ1‡0پ1‡0 پ1ƒ9پ1†6پ1„2پ1…3پ1ƒ9پ1„7 پ1چ4پ1”4پ1‡1 پ1…2پ1„9پ1گ9پ1„2 پ1گ9پ1‡0پ1‡0پ1„7.
پ1„0پ1ƒ9پ1‡2پ1„9 پ1گ9پ1‡0پ1”4پ1„7 پ1„7پ1‡2پ1„9پ1‡1 پ1†8پ1”4پ1…1پ1ƒ9پ1‡0پ1…1 پ1ƒ9پ1”4پ1‡0 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1‡1پ1”4پ1چ4پ1”4 پ1‡0پ1„7پ1ƒ9پ1„9پ1‡1.پ1‡2پ1ƒ9پ1…1پ1‡1 پ1گ9پ1†8 پ1„7پ1‡2پ1„9پ1‡1 پ1†8پ1”4پ1…1پ1ƒ9پ1‡0پ1…1 2پ1„2پ1ƒ9پ1گ9پ1„2پ1ƒ9پ1„0 پ1„6پ1„9پ1„7 پ1‡2 پ1گ9پ1†8پ1ƒ9پ1‡0 پ1گ9پ1ƒ9پ1†5پ1”4پ1‡1.
پ1ƒ9پ1‡2پ1‡0پ1†9 پ1„2پ1‡2 پ1„6پ1‡2پ1‡0پ1‡1 پ1†9پ1”4پ1…2پ1‡1 پ1„6پ1‡2پ1‡0پ1„7.
پ1†9پ1‡0 پ1„7پ1ƒ9پ1„9پ1†9 پ1„7پ1‡2پ1„0پ1ƒ9پ1„9پ1‡1 پ1„7پ1„9پ1…1 پ1†9پ1”4پ1„6پ1‡2پ1‡0پ1†9 پ1گ9پ1‡1 پ1گ9پ1‡0پ1گ9پ1‡2پ1„9 پ1„2پ1„4پ1„9پ1„0پ1”4 پ1„0پ1„7پ1†9 پ1‡2پ1ƒ9پ1…1پ1‡1 پ1Œ6پ1…0پ1…2پ1گ9پ1”4.
پ1„2پ1‡0پ1‡1پ1ƒ9 پ1‡0پ1†5پ1…7پ1”4 پ1گ9پ1‡1 پ1ƒ9پ1…0 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1ƒ9پ1†6پ1„2پ1…3پ1ƒ9پ1„7 پ1„0پ1„9پ1„7پ1†9 پ1ƒ9پ1”4پ1‡0 پ1„0پ1‡2پ1„7 پ1گ9پ1‡1 پ1„8پ1‡1پ1‡0پ1†9 پ1„9پ1‡2 پ1„0پ1ƒ9پ1…0 پ1گ9پ1„9پ1„7پ1‡1 پ1…5پ1‡2پ1„9پ1”4 پ1گ9پ1‡1 پ1‡2پ1†6پ1„2پ1”4 پ1…0پ1”4پ1…1پ1„2 پ1…2پ1‡0پ1ƒ9پ1…1پ1”4 پ1†9پ1”4پ1„6پ1‡2پ1‡0پ1†9 پ1„0پ1„9پ1ƒ9پ1†9 پ1†9پ1„3پ1†8 پ1„0پ1ƒ9پ1…0پ1”4 پ1†9پ1”4پ1†9پ1‡2پ1‡0پ1‡1.
پ1„0پ1‡1 پ1‡0پ1…6پ1„9پ1†9پ1‡0 پ1„2پ1‡2 پ1…1پ1‡0 32پ1…1پ1ƒ9پ1†8 پ1†9پ1„2پ1„6پ1…3پ1…3 پ1„0پ1…2پ1”4 پ1„6پ1”4پ1†8پ1”4 پ1„0پ1‡1پ1„2پ1„9پ1‡1 پ1„2پ1ƒ9 پ1„7پ1گ9پ1„2پ1„9پ1ƒ9 پ1ƒ9پ1†6پ1„2پ1…3پ1ƒ9پ1„7 پ1„0پ1‘5پ1”4پ1„9پ1”4.
پ1ƒ9پ1…2پ1„2پ1„0پ1ƒ9پ1‡1 پ1†9پ1‡0 پ1ƒ9پ1…3پ1†8پ1ƒ9 پ1ƒ9پ1…0 پ1ƒ9پ1‡2پ1‡0 پ1„9پ1‡2پ1…0پ1”4 پ1„0پ1‡2پ1„7 پ1گ9پ1‡1 پ1„9پ1†5پ1„2پ1†9 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1„9پ1”4پ1ƒ9پ1…4پ1”4.
پ1ƒ9پ1†8پ1„0پ1„2پ1‡1 پ1„9پ1”4پ1ƒ9پ1…4پ1”4پ1†9 پ1†9پ1…7پ1†9پ1‡2پ1†8پ1”4پ1‡1 پ1‡2پ1†8پ1”4 پ1†5پ1”4پ1…0پ1”4پ1گ9پ1†9 پ1„6پ1‡2پ1„0پ1‡1.پ1„2پ1‡2 پ1گ9پ1‡0پ1گ9پ1‡2پ1„9 پ1‡1پ1†9 پ1‡0پ1‡2پ1‡0 پ1†5پ1”4پ1…0پ1”4پ1گ9 پ1„9پ1‡2 پ1„6پ1‡2پ1„9پ1„7پ1†9.62پ1„7پ1„9پ1…3پ1„7 پ1…0پ1„7پ1†9.
پ1‡2پ1†8پ1”4 پ1ƒ9پ1†5پ1…1پ1‡2پ1…1 پ1گ9پ1‡1 پ1‡1پ1”4پ1چ4 پ1„9پ1„0پ1…5پ1”4 پ1„0پ1‡1 پ1ƒ9پ1†6پ1„2پ1…3پ1ƒ9پ1„7 پ1‡0پ1„7پ1ƒ9پ1…2پ1„2.
پ1گ9پ1…1پ1ƒ9پ1‡0پ1”4 پ1گ9پ1‡1 پ1گ9پ1ƒ9پ1„9پ1„2 پ1†9پ1…7پ1ƒ9پ1†5پ1”4پ1„2 پ1Œ6پ1…0پ1…2پ1گ9پ1”4 پ1„7پ1ƒ9پ1„9پ1‡0 پ1‡1پ1†9 پ1„0پ1ƒ9پ1”4پ1„7 پ1†6پ1”4پ1„7 پ1ƒ9پ1”4پ1‡0 پ1„9پ1…2پ1„2پ1‡1 پ1„9پ1‡2 پ1„0پ1…0پ1‡0پ1‡0.پ1‡1پ1”4پ1„4 پ1„4پ1ƒ9 پ1„0پ1‡1پ1…2پ1‡2پ1‡0 پ1گ9پ1ƒ9پ1„9 پ1‡0پ1†9پ1”4پ1„7پ1‡0.
پ1ƒ9پ1”4پ1‡0پ1‡2 پ1„2پ1„4پ1„9پ1„0پ1‡1 پ1”4پ1گ9پ1”4 پ1ƒ9پ1…0 پ1„7پ1‡2پ1…1پ1„2پ1ƒ9پ1†9 پ1„3پ1ƒ9پ1„0پ1„2 پ1گ9پ1„9پ1„7.
پ1گ9پ1†8پ1ƒ9 پ1ƒ9پ1†6پ1„2پ1…3پ1ƒ9پ1„7 پ1„0پ1„9پ1ƒ9 پ1گ9پ1…1پ1ƒ9پ1”4پ1”4 پ1„6پ1‡2پ1„0پ1‡1 پ1گ9پ1‡1 پ1„0پ1„2پ1‡2پ1‡0پ1‡0 پ1„0پ1„9پ1‡0 پ1„6پ1ƒ9پ1„9پ1„4 پ1ƒ9پ1„7پ1ƒ9پ1†9پ1…2 پ1„0پ1„7پ1‡0.


27/01/1391 ساعت 20:43
آرش:
سلام دوستان
من ليسانس اقتصاد حمل و نقل هستم و براي ارشد هم مي خوام اقتصاد انرژي بخونم.
براي اون دسته از دوستاني كه فكر مي كنند اقتصاد بازار كار نداره بايد بگم كه با استفاده از دانش اقتصاد مهندسي يا همون درس ارزيابي طرح هاي اقتصادي دوره كارشناسي اقتصاد ميشه بهترين درآمد رو داشت حتي بهتر از رشته هاي مديريت و مهندسي كه فقط اسمشون سر زبون افتاده.
اين رو هم اضافه كنم كه اقتصاد جزو محدود رشته هايي است كه مي تواند در تمام بخش ها چه بخش دولتي و چه خصوصي مثل شركت هاي مهندسي مشاور و نفت و گاز و غيره و حتي حتي به عنوان كارشناس رسمي دادگستري هم كار كند البته بدون در نظر گرفتن گرايش تحصيلي.


25/01/1391 ساعت 01:54
sima:
حرفاتون عالي بود;رشته اقتصادبهترينه...بهترين,حتي اكه كارشم نباشه!شماكه رشته مديريتين خودتونو بامضخرفاتتون ثابت كردين;


27/10/1390 ساعت 17:44
محمدجواد:
سلام،به نظره من اقتصاد علم روزه،يعني هر سه مزيت پول،احترام و دانش رو ميتوني به راحتي از درون اين علم به دست بياري۰موفق باشين


23/09/1390 ساعت 20:02
زهرا:
من اين رشته رو خوندم بايد بگم مزخرف ترين رشته است ادما از زندگي ساقط ميكنه كلا گيج ميشي حيف ادم وقتشو صرف اين قبيل رشته ها كنه


04/07/1390 ساعت 01:23
سعيد:
مرسي درموردبازاركاراين رشته بيشترصحبت كنيد


16/03/1390 ساعت 19:50
سارا:
مطلب جالبي بود .ميخوام بدونم از رشته ي انساني راحت ميشه واحدها رو گذروند و دروس رياضي آن را قبول شد؟


21/12/1389 ساعت 17:08
عاطفه:
من تويه دانشگاه پيام نور رشته علوم اقتصاد نظري رو ميخونم و خيلي هم به رشتم علاقه مندم ميخواستم بدونم پيام نور آينده شغلي منو خراب نميكنه؟!!!


14/12/1389 ساعت 12:09
بيكار:
بابا عمرتون و جوونيتون رو صرف اقتصاد نكنيد كه آخرش بيكاري و تو خونه نشستنه !


27/11/1389 ساعت 23:34
حسين زاده:
من مهندسي مكانيك دارم ولي به صنايع واقتصاد علاقه دارم لطفا بكيد كدومش بهتره


27/11/1389 ساعت 23:26
فاىق:
خوبه


02/10/1389 ساعت 22:20
محمدرضا:
من عاشق و كشته مرده ي رشته ي اقتصادم و بقيه رشته ها به جز مهندسي عمران و اقتصاد رو بايد ريخت تو جوب


12/08/1389 ساعت 21:28
آربي:
با سلام
اين رشته ي اقتصاده نظري مهندسي شده؟


24/07/1389 ساعت 10:47
ستاره:
سلام انتقاد ها رو هم بنويسيد من 3سال هست ليسانس اقتصاد بازرگاني دارم ولي رشته اقتصاد رو همه جا كمتر از حسابداري ومديريت مي دونند حتي تو استخدام ها هم اول مي نويسند حسابداري بعد مديريت آخر رشته ها اقتصاد اصلا بازار كار نداره حتي چيزي به ما نشان نمي دهند مثل حسابداري كه خودمون كارو بار داشته باشيم من پشيمونم از انتخابه اين رشته كاش يكي مي زد تو سرم مي گفت اخه بازار كار نداره حالا هم دارم اين درو اون در مي زنم رشته فوقم رو يك رشته خوب و كارا بزنم ولي متاسفانه ديگه انگيزه ام رو از دست دادن من معدل دانشگاهيم هم بالا بوده دانشگاه دولتي خواندم كرمان ولي پشيمونم كاش پرستاري خوانده بودم لااقا كار داشتم ولي سرنوشتم رو خراب كردم ديگه دارم از بيكاري ديوونه ميشم


08/07/1389 ساعت 18:27
حامد د:
سلام نظر دوستان رو خوندم.واقعا ترغيب شدم كه بخونمش.فعلا


21/06/1389 ساعت 22:15
تينا:
راستي يادم رفت بگم من اين رشته رو تو دانشكده اقتصاد قبول شدم.دوست دارم نظرتونو بدونم.


21/06/1389 ساعت 22:11
تينا:
واي خيلي خوشحال شدم.من تازه امسال اين رشته رو قبول شدم اولش دوست نداشتم ولي نظرم عوض شد


29/05/1389 ساعت 10:33
ابوطالب:
سلام .من كارمند بانكم و ليسانس حسابداري .اما دوست دارم اقتصاد بخونم .مي خواستم بدونم براي اين منظور وبا توجه به مشغله كاري ايا اميدي هست


10/05/1389 ساعت 11:02
فاپزه:
به معناي واقعي كلمه تركوندي ايول داره من از ديونه هاي رشته اقتصادم


03/05/1389 ساعت 11:19
مسلم :
بسيار خوب


02/03/1389 ساعت 20:45
تينا:
سلام خيلي ممنون از مقاله پر محتواتون. سوالي دارم من امسال قراره در كنكور رياضي فيزيك شركت كنم و به دو رشته هوافضا و اقتصادعلاقه مندم ( البته اصلا به هم نزديك نيستند) در مورد هوافضا به من گفتند كه بايد در ارتش يا سپاه يا وزارت دفاع كار كنم و من اصلا دوست ندارم در اين مكان ها مشغول به كار شم يا بهتره بگم از مكان هاي دولتي به اين صورت خوشم نمياد در مورد اقتصاد هم شما در بالا توضيح داديد ولي براي اينكه به موفقيت هاي بالايي برسي ايا بايد حتما براي مراكز دولتي كار كني؟ و اگر شما جاي من بوديد كدوم يك از اين دو رشته را انتخاب ميكرديد؟ با توجه به اينكه براي من پول دراوردن در مقابل اينكه مهندس صدام كنن در ارجعيت قرار داره. خيلي ممنون


10/02/1389 ساعت 00:17
سحر:
مقالتون خيلي عالي بود .من دانشجوي رشته ي اقتصادم و واقعا بايد بگم كه رشته ي منحصر بفردي است . آميخته شدن اقتصاد با رياضي به شيريني اون خيلي اضافه كرده.در ضمن بايد بگم كه آقاي محمود رضايي بايد در مورد رشته مديريت نظر بدن نه رشته ي مقدس و قابل احترام اقتصاد. اقتصاد از مديريت در جهان خيلي برتره چون ثابت شده كه علمه ولي مديريت يه تجربه ست . اميدوارم ما دانشجويان اقتصاد بتونيم اين رشته ي خوب رو هرچه بيشتر در ايران گسترش بديم .ممنون


18/12/1388 ساعت 13:42
مريم:
سلام با عرض خسته نباشيددرموردحرف هاي قشنگي كه زدين مخالفم


13/12/1388 ساعت 17:31
محمود رضايي:
سلام بنده رشتم مديريته و كاملا راضيم!بايد بگم تاحدي حرف مفت زدي البته ببخشيد ولي تا جايي كه من ميدونم رشته هاي مديريتي كه شايد بشه گفت برادر همين اقتصاد باشن پردرآمد ترند والبته خود مني كه از علوم انساني وارد دانشگاه شدم فقط ترم اول رو با اين رياضيات و مشتقات و ديفرانسيلات مشكل داشتم ولي ديگه با هم دوست شديم.ضمنا يادتون نره كه تكنوكراسي با اقتصادرياضي چه كرد و اون هايپر اينفليشن معروف دهه ۳۰!البته اقتصاد اتريشي رو هم كه حتما در نظر داريد.
به هر حال مهم نيست ليسانسي يا دكترا!مهم اينه كه با همين ليسانس هم ميشه پول پارو كرد به شرط اينكه دانشجو باشي نه دانش آموزي در دانشگاه.


24/11/1388 ساعت 03:36
كنكور با راديو فرهنگ:
آموزش دروس كنكور با بهترين اساتيد ايران در راديو فرهنگ.
زيست شناسي-ديفرانسيل-گسسته-شيمي-ادبيات-عربي-دين و زندگي-زبان انگليسي-و مشاوره.
براي اطلاع بيشتر به وبلاگ زير مراجعه كنيد.
www.gozineradio.blogfa.com


10/11/1388 ساعت 21:50
رحماني:
سلام
من به سن انتخاب رشته نرسيدم
اما كم كم به اين رشته دارم علاقه مند مي شوم


14/03/1388 ساعت 10:01
محسن:
مقاله خوب كه چه عرض كنم عالي بود من اينقدر از رشته اقتصاد نميدونستم كه حالا ميدونم. خيلي ممنونم


21/11/1387 ساعت 05:43
امير :
ممنون از مقاله عاليتون حرف دل منو زديد


نام شما: *
نظر شما: *
حاصل عمليات: ۸ - ۳ =

بسياري از افرادي كه مقاله‌ي فوق را خوانده‌اند، اين مقاله‌ها را نيز خوانده‌اند:


مقالات مرتبط:


آموزشگاه‌ها مدارس دبيران ناشران كتاب‌ها اخبار مقاله‌ها سايت‌هاي مرتبط اخبار همكاران
صفحه‌ي اصلي درباره‌ي ما تماس با ما جست و جو نظرات پرسش‌هاي متداول تعرفه‌ي آگهي