واي اگر قبول نشوم
ايمان حاجي حسني
هنوز نتايج كنكور سال قبل اعلام نشده، كلاسهاي كنكور سال بعد فعاليت خود را بدون وقفه آغاز ميكنند. كنكوريهاي پارسال كه در اضطراب نتيجه امتحان قلبشان مثل بچه آهو در سينه ميلرزد تا ميخواهند صحنههاي عذاب آور درس خواندن براي كنكور را فراموش كنند..

كنكوريهاي پارسال كه در اضطراب نتيجه امتحان قلبشان مثل بچه آهو در سينه ميلرزد تا ميخواهند صحنههاي عذاب آور درس خواندن براي كنكور را فراموش كنند، در و ديوار با اشاره و ايما به آنها يادآوري ميكنند كه «هي، تو يادت نره به كنكور فكر كني». از خانه كه بيرون مي روي بيل بوردهاي بزرگ تبليغاتي محكم توي سرت مي كوبند كه كنكور در گوشه و كنار اين شهر به ياد توست پس تو هم از يادش غافل نباش. بعد از آن وارد پياده رو ميشوي اما به محض اينكه چند قدم برمي داري پسرك نوجوان كاغذي را به دستت ميدهد تا نگاهش ميكني تبليغات كنكور جلوي چشمانت رژه ميروند. به ايستگاه اتوبوس ميروي و منتظر ميماني تا اتوبوس از راه برسد و تو را از ديدن اين همه نشانه كنكور خلاص كند اما به محض اينكه اتوبوس وارد ايستگاه مي شود با تعجب مي بيني كه روي بدنه زردرنگ اتوبوس تبليغات كنكور بيداد ميكند. به هر زحمتي كه هست خودت را به خانه ميرساني و سعي ميكني با برنامههاي تلويزيون خودت را سرگرم كني و به فكر نتيجه كنكور نباشي اما به محض اين كه تلويزيون را روشن ميكني پيام هاي بازرگاني شروع ميشود و صداي بم گوينده را ميشنوي كه مي گويد «سومي ها! ثبت نام كنيد». خلا صه هر جا كه بروي كنكور با مهرباني تو را تعقيب ميكند. اما در اين روزهاي گرم تابستان در كلاسهاي كنكور چه خبر است؟ اگر همراه من به يكي از آموزشگاههاي كنكور سري ميزديد حتما شما هم مثل من در بدو ورود از ديدن پشت كنكوريهايي كه در گرماي تابستان آموزشگاه را پر كرده اند متعجب ميشديد. اما من به تعجب خودم غلبه كردم و سعي كردم خود را با فضاي كنكوري ها وفق بدم. سارا كه با شيطنت هايش نظم آموزشگاه را به هم ريخته بود مي گفت: به نظر من كنكور مثل يك ديوار بلند است كه با داشتن بلندترين طناب دنيا هم به سختي مي توان از آن عبور كرد. سهيلا اما آرام و خجالتي بود. او معتقد بود كه كنكور مثل يك غول ترسناك است كه نميداني آيا بايد بماني و با او بجنگي يا اينكه دست را بگذاري روي كولت و فرار كني! مريم قيافه درسخواني داشت. او كمي عينكش را روي چشمش جابجا كرد و در حالي كه يك كتاب تست بزرگ توي دستش داشت با اعتماد به نفس گفت، كنكور آنقدرها هم كه مي گويند وحشتناك نيست اگر آدم درست و حسابي درس بخواند و خيلي خوب تلا ش كند حتما قبول مي شود. او مي گويد: كنكور نه هيولا ست و نه ديوار بلند و محكم بلكه يك كلبه قشنگ در آن سوي رودخانه هاست كه اگر بخواهي به آن دست پيدا كني مي تواني كم كم پل بسازي و صبر داشته باشي و از جوش و خروش رودخانه هم نترسي. مريم در حال صحبت كردن است كه يك دفعه مينا وسط حرفش مي پرد و مي گويد: كاش سختي هاي كنكور فقط تلا ش كردن و درس خواندنش بود! با تعجب مي پرسم مگر غير از درس خواندن چه مشكلي براي پشت كنكوري ها وجود دارد. سرش را پايين مي اندازد و زير چشمي نگاهي به من مي كند و مي گويد: هزينه هاي سرسام آور كلا سها و كتابهاي تست و جيب خالي بابا! وقتي مينا حرف ميزند حس ميكنم از اعماق وجودش صحبت ميكند او ميگويد: راستش را بخواهيد پدر من شغل پردرآمدي ندارد. ما سه تا بچه هستيم كه دو تا از ما در حال حاضر دانشجوي آزاد هستند و با شروع هر ترم، هزينه هاي سرسام آور كلا س هايشان زخم بزرگي بر دل اعضاي خانواده مينشاند. او ادامه ميدهد: خواهر و برادر من سخت كار مي كنند تا بتوانند حداقل مقدار كمي از اين بار را از دوش پدر بردارند اما باز هم هشتشان گرو نهشان است. و حالا تمام اندوه من اين است كه نتوانم در دانشگاه سراسري قبول شوم و يك بار اضافه روي دوش خانواده شوم. او در ادامه ميگويد: بعضي از دوستان من كه توان پرداخت هزينه كلا س هاي كنكور را نداشتند و از قبول شدن در دانشگاه سراسري هم نااميد بودند، قيد دانشگاه رفتن را زدند و اهداف كوچك تري را پيش گرفتند. هنوز حرف هاي مينا تمام نشده بود كه بقيه بچه ها هم با او هم عقيده شدند. انگار هيچ كدام از آنها قبلا روي اين را نداشتند كه در مورد هزينه هاي سرسام آور كنكور صحبت كنند. اما حرف هاي مينا آنها را هم وارد بحث كرد. رويا معتقد بود كه كنكور براي عده اي به يك تجارت بزرگ تبديل شده و با دريافت رقم هاي نجومي كلاس هاي آموزشي برپا مي كنند و با تبليغات گول زننده، پشت كنكوري ها و خانواده هاي آنان را اغفال مي كنند، در حالي كه بعد از اتمام كلا س و تلف شدن وقت دانش آموز از همه مهم تر پول خانواده او نتيجه دلخواه به دست نمي آيد. بچه ها معتقد بودند كه بهتر است به جاي كنكور معيارهاي ديگري براي ورود به دانشگاه تعيين شود كه سطح تحصيلي دانش آموز در مدرسه از جمله اين روش هاست در آن صورت هم استرس دانش آموزان براي ورود به دانشگاه كمتر خواهد شد و هم خانواده ها ناچار نخواهند بود براي پرداخت هزينه كلا س هاي كنكور دچار رنج و عذاب شوند.
منبع: روزنامه مردم سالاري
موضوع: مشكلان ناشي از كنكور
امتياز: 5 تعداد رأي: 1
نظرات:
14/06/1388 ساعت 15:34
كنكور 89 با راديو فرهنگ:
آموزش دروس كنكور با بهترين اساتيد ايران در راديو فرهنگ.
زيست شناسي-ديفرانسيل-گسسته-شيمي-ادبيات-عربي-دين و زندگي-زبان انگليسي-و مشاوره.
براي اطلاع بيشتر به وبلاگ زير مراجعه كنيد.
www.gozineradio.blogfa.com
بسياري از افرادي كه مقالهي فوق را خواندهاند، اين مقالهها را نيز خواندهاند:
مقالات مرتبط:
|