گفتيم كه هيجانهاي عصبي منفي و به ويژه خشم و اضطراب، تنفس شما را بد و سطحي مي كنند و شما بايد مراقب باشيد كه اين هيجانها را در خود كنترل كنيد تا در نهايت سلامتي و طول عمر خود را حفظ كرده باشيد. خوشبختانه تنفس صحيح و عميق، خود عاملي باز دارنده براي اين هيجانهاست. شايد خود شما هم بارها تجربه كرده باشيد. وقتي عصباني و خشمگين مي شويد، اگر در حركتيد، بايستيد؛ اگر ايستاده ايد، بنشينيد؛ اگر نشسته ايد، دراز بكشيد و بعد چند نفس عميق بكشيد. خيلي سريع خشم شما فروكش مي كند و مسلماً شما با آرامش، بهتر و عاقلانه تر فكر مي كنيد و تصميم مي گيريد.
هر هيجان منفي ديگري را كه در خود احساس مي كنيد، مي توانيد با اين روش از بين ببريد و حتماً اين كار را بكنيد. فراموش نكنيد كه شما به هيچ عنوان نمي توانيد با اين هيجانهاي عصبي و اين تنفسهاي بد، از آرامش و به ويژه از تمركز حواس برخوردار شويد. توجه داشته باشيد كه پياده روي همراه با تنفس عميق، همواره يكي از راههاي كسب آرامش بوده است.
شايد مهمترين تأثير تنفس عميق كه خيلي سريع هم به چشم مي آيد، آرامش است. با هر نفس عميقي كه مي كشيد هم ذهن شما آسوده تر مي شود و هم جسمتان، به ويژه در بازدمهاي عميق بدن شل و ريلكس و منبسط مي شود.
اساساً بين تنفس و انقباض عضلاني هميشه رابطه اي وجود دارد. هيجانهاي عصبي منفي، تنفس را سطحي مي كند و تنفس سطحي انقباض و گرفتگي عضلاني را موجب مي شود كه شما دندانها را به هم مي فشاريد و دستها را مشت مي كنيد و ابروها را در هم مي كشيد. حتي ثابت شده است كه در اين حالت جدار معده شما جمع شدگي و كليه شما چروك خوردگي پيدا مي كند.
"لوييزهي" روان شناس ِ بنام در كتاب معروف خود "شفاي زندگي" مي نويسد: "زخم معده و سنگ كليه بازتابهاي هيجان خشمند، در عوض تنفس عميق و آرام، انبساط و آرامش عضلات را موجب مي شود. همين طور به خاطر ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن، آرامش عضلاني، آسودگي ذهن را به دنبال دارد و انقباض عضلاني، آشفتگي فكر را. اين همان اصلي بود كه ما در فصل پيش بر آن تكيه كرديم.
مهمترين و اساسي ترين عامل مؤثر در تمركز فكر، همين آرامش جسم و ذهن است كه رهاوردي از تنفس عميق هم هست.
عواطف و احساسهاي شما هم بر تنفس شما تأثير مي گذارد. كساني كه احساسي تر باشند، تنفس سطحي تري دارند. كنترل احساسات به نوعي كنترل انرژي ذهني و كنترل مغناطيس شخصي است. ما به كساني كه خيلي احساساتي هستند توصيه مي كنيم تنفس عميق را تجربه كنند. با چند تنفس عميق و آهسته، خيلي سريع از شدت احساس و عاطفه كاسته مي شود. البته ما نمي خواهيم جلوي هر احساسي را بگيريم. برخي از احساسها را حتي بايد دامن زد و گستراند.
شما بايد توجه داشته باشيد كه احساس و عاطفه شما همسو و هم جهت با ارزشهاي فكري و اهداف شما هستند يا نه. اگر هستند و در شما واكنشهاي مثبت در جهت رسيدن به هدف ايجاد مي كنند، از آنها استقبال كنيد و دوستشان بداريد؛ اما اگر شما را به واكنشهاي منفي وا مي دارند، مثلاً به زير پا گذاشتن ارزشها و منحرف شدن از مسير اهداف، حتماً بايد آنها را تعديل و كنترل كنيد تا بعداً دچار پشيماني و احساس گناه نشويد. تنفس عميق و تفكر مثبت، دو بازوي اصلي كنترل عواطف منفي هستند.
آنچه كه پيش از اين درباره "رهايي" گفتيم، با تنفس عميق به آساني به دست مي آيد. شما با رهايي، از هر گونه وابستگي ذهني فاصله مي گيريد و با تنفس عميق، خيلي آسان به اين رهايي مي رسيد. يوگيها تنفس عميق را راه مؤثر رهايي مي دانند. شما هم مي بينيد كه بخش عظيمي از يوگا به معني هماهنگي و تعادل روح بر عهده تنفس است.
پيشاپيش تأكيد مي كنيم كه كنترل به معني "سركوب" نيست. ميل جنسي يكي از موهبتهاي الهي و از نعمتهاي خدادادي شماست براي تنازع بقا. حتي ميل جنسي را يكي از نيروهاي دروني و حياتي بشر مي دانند كه اگر كنترل و تعديل شود، يك ركن موفقيت به حساب مي آيد.
"ناپلئون هيل" روان شناس مشهور در كتاب معروف خود "بينديشيد و ثروتمند شويد"، ميل جنسي را يكي از سه ضلع موفقيت مي داند. آنچه ما در صدد كنترل آن هستيم، ميلي است كه هدفدار نيست و در جهت مثبت قرار ندارد. همه اميال، مثبت و مفيدند. همه اميال، موهبت الهي اند اما به شرط آن كه مهارشان كنيم و به كنترلشان در آوريم و از آنها درست استفاده كنيم. افراط در ارضاي ميل جنسي و كنترل نكردن آن، هم تعادل عصبي شما را برهم مي زند و هم از بخش عظيمي از نيروهاي حياتي و قواي مغياطيسي شما مي كاهد. جالب اين كه ميل جنسي تنفس را تند و سطحي مي كند.
هر بار كه ميل جنسي، نه در جهت مثبت و درست، در شما طغيان كرد، يك شيوه كنترل، آن است كه مكان و وضعيت خود را تغيير دهيد و چند نفس عميق بكشيد. ما "پياده روي تند همراه با تنفسهاي عميق" را در اين مواقع به شما توصيه مي كنيم.
با تنفس عميق، شما به لايه هاي عميق تر مغز و منشأ فكر مي رسيد. آنجا كه خلاقيت، افكار نو، تصميمهاي تازه و حتي الهام و شهود شماست، تنفس عميق يعني ارتباط با منشأ فكر و شعور خلاق. با تنفس عميق، هم فكرتان بهتر و عميق تر مي شود و هم تمركز حواس بيشتري پيدا مي كنيد. درباره ارتباط بيشتر و بهتر با منشأ فكر در فصل "مديتيشن" صحبت خواهيم كرد.
تكنيك تنفس عميق
تنفس عميق، شامل سه مرحله است:
1. دم عميق
2. نگهداري نفس
3. بازدم عميق
دم عميق
فرو بردن هوا به ريه ها يعني دم، مطلوب ما نيست مگر آن كه اين شرايط را داشته باشد:
الف- آهسته و آرام باشد. دم شتاب آميز هرگز نمي تواند ريه ها را به طور كامل پر كند يعني شما هر چقدر سعي كنيد كه نفس عميق بكشيد اما اين كار را با شتاب انجام دهيد، ريه هاي شما به طور كامل پر نمي شود. بايد آهسته ريه ها را از هوا پر كنيد.
ب- نفس عميق بايد شكمي باشد. ابتداي دم عميق، قسمتهاي فوقاني قفسه سينه از هوا پر مي شود كه در تنفس سطحي هم چنين چيزي رخ مي دهد. آنچه مطلوب ماست، پر شدن قسمتهاي تحتاني قفسه سينه و حبابچه هاي هواست. سعي كنيد با قسمت شكم خود نفس بكشيد. وقتي به آرامي ريه ها را از هوا پر مي كنيد، در آخرين لحظات، يك فشار و درد اندكي را در قسمت فوقاني شكم (ديافراگم) خود حس مي كنيد. اما چرا مي خواهيم چنين حالتي ايجاد شود؟
سلولهاي بدن ما با خون ارتباط مستقيم ندارند بلكه اين ارتياط را لنف يا آب ميان بافتي ايجاد مي كند. لنف مواد غذايي را از خون مي گيرد و در اختيار سلول قرار مي دهد و از طرفي مواد زايد را از سلول مي گيرد و به خون باز مي گرداند. هرچه لنف اين تبادل را سريعتر و بهتر انجام دهد سلامت سلول و شادابي آن بيشتر مي شود. به طور كلي سلامت سلول به دو عامل وابسته است: شتاب و سلامت خون، شتاب و سرعت لنف.
سرعت گردش خون عمدتاً به قلب وابسته است اما سرعت لنف به حركت عضله بالاي شكم يعني ديافراگم بستگي دارد. تنفس عميق و شكمي، ديافراگم را حركت مي دهد و اين حركت، در حفره شكمي خلأيي ايجاد مي كند كه شتاب لنف را پانزده برابر مي كند. سلامتي و جواني شما اساساً به دو عامل وابسته است: عمق تنفسي و گردش خون.
با تنفسهاي عميقي كه انجام مي دهيد، سرعت لنف را فزوني مي بخشيد و در نتيجه متابوليسم سلولي شما بهتر انجام مي شود و شما شادابي، سر زندگي و انرژي فراواني را احساس مي كنيد.
نگهداري نفس
شايد مهمترين قسمت تنفس، همين نگهداري باشد. وقتي شما هوا را در ريه ي خود نگه مي داريد، به كيسه هاي هوايي خود فرصت مي دهيد كه تبادل اكسيژن و دي اكسيد كربن را كامل انجام دهند. در تنفسهاي تند و سطحي، اين تبادل خوب صورت نمي گيرد چون شما به ريه هاي خود فرصت كافي نمي دهيد.
بازدم عميق
در بازدمهاي سطحي و معمولي، ريه ها از مواد مسموم و عمدتاً دي اكسيد كربن، به طور كامل خالي نمي شوند. بازدم هم بايد دو شرط ويژه داشته باشد: اول آن كه آهسته و آرام انجام گيرد. دوم آن كه از راه بيني باشد. اما در آخرين لحظات، دهان را باز كنيد و هواي باقي مانده را با فشار و صداي "هه" بيرون دهيد.
در بازدمهاي سطحي، حدود 1300 تا 1500 ميلي ليتر از هواي بازدمي ريه ها خالي نمي شود. اين هواي باقي مانده، يكي از مهمترين علل پيري شناخته شده است. بازدمهاي عميق را تجربه كنيد و ريه هاي خود را از آخرين هواي مسموم نيز خالي كنيد.
آگاهي بر تنفس
يكي از مهمترين عوامل مؤثر در تمركز حواس، توجه كردن به تنفس است. از لحظه اي كه دم عميق را شروع مي كنيد تا آخرين لحظه اي كه هوا را بيرون مي كنيد، به فرآيند تنفس و صداي تنفس خود توجه كنيد. به صداي نفس خود گوش بسپاريد و تمام توجه خود را به آن معطوف سازيد.
شمارش تنفس
يكي از راههاي آگاهي بر تنفس، شمارش آن است. براي همين امروزه فرمولهايي براي شمارش تنفس ارائه شده است كه شما مي توانيد با استفاده از آنها بر تنفس خود آگاهي پيدا كنيد.
جديدترين و معمولترين فرمول تنفسي، فرمول "2 – 4 – 1" است. يعني اگر شما تا يك شماره دم عميق مي كشيد، چهار برابر آن هوا را در ريه نگه مي داريد و دو برابر آن، يعني نصف زمان نگهداري، هوا را از ريه ها خارج مي كنيد. اين فرمول تنفسي، بر اساس ظرفيت تنفسي شما مي تواند افزايش يابد كه ميزان افزايش براي افراد مختلف متفاوت است. مثلاً اگر دم عميق شما سه شماره طول مي كشد، بايد با 12 شماره نفس خود را نگه داريد و سپس با شش شماره هوا را از ريه هاي خود خارج كنيد. منظور ما عمدتاً آگاهي بر تنفس است و شما مي توانيد فرمول را كمي تغيير هم بدهيد به شرط آن كه "طولاني تر بودن زمان نگهداري نفس" را جدي بگيريد.
مي توانيد نفس را با انگشت، شمارش كنيد و يا اين كه در ذهن خود بشماريد. هر شماره الزاماً معادل يك ثانيه نيست. به آرامي و هر طور كه دوست داريد يك ريتم شمارش را در نظر بگيريد و براي خود بشماريد.
دكتر "لوئيس پروتو" در كتاب خود "طريقت آلفا و رسيدن به آرامش" از "آگاهي بر تنفس و توجه به صداي نفس كشيدن" به عنوان يكي از مؤثرترين روشهاي آرامش و ريلكسيشن صحبت كرده است.
درشبانه روز دست كم سه بار و هر بار ده مرتبه تنفس "2 – 4 – 1" را با همه شرايط لازم براي يك تنفس صحيح و عميق انجام دهيد.
پرانا
يوگيهاي هندي از گذشته اعتقاد داشتند كه در هواي پيرامون ما، ماده اي حياتي و انرژي بخش وجود دارد كه "پرانا" ناميده مي شود. ما "پرانا" را به درون ريه خود فرو مي بريم، در ريه ها حبس مي كنيم، پرانا مواد زايد را نابود مي كند و ما با بازدم عميق خود اين مواد را خارج مي كنيم.
امروزه ما نام اين ماده حيات بخش را "اكسيژن" و نام ماده زايد را "دي اكسيد كربن" گذاشته ايم اما به خاطر آن كه جنبه هاي بسيار حياتي و جادويي تنفس را كه تاكنون تصور نمي كرده ايد احساس كنيد، توصيه مي كنيم كه كماكان به پرانا فكر كنيد.
در دم عميق احساس كنيد انرژي هستي و پرانا را به وجود خود راه مي دهيد و آلودگيها را در بازدم عميق خود بيرون مي رانيد. در تمام كتابهايي كه درباره يوگاست، تنفس پرانا به شدت تأكيد شده است.
تغذيه صحيح
هدف يوگا، جذب و ذخيره انرژي است نه كاهش آن. بسياري از غذاهايي كه ما در شبانه روز استفاده مي كنيم، حجم عمده اي از انرژي ما را مي كاهند، ضمن آن كه مواد مسموم فراواني را نيز توليد مي كنند. ما در روند صحيح يوگا، به شما دستور پرهيز غذايي نمي دهيم و شما را از چيزي برحذر نمي داريم.
واقعيت اين است كه مواد پروتئيني و لبنيات، براي هضم و جذب خود انرژي فراواني را از بدن مي گيرند و مواد زايدي را بر جاي مي گذارند. فرآورده هاي شير مانند كره، پنير، خامه و فرآورده هاي گوشتي به ويژه گوشت قرمز، مواد غذايي دير هضمي هستند كه انرژي زيادي از ما مي گيرند. در عوض، سبزيها و ميوه ها مواد غذايي سهل الهضمي هستند كه از طرفي انرژي فراوان به ما مي دهند و از طرفي تركيبات شيميايي خون را مسموم نكرده حتي تصفيه هم مي كنند. مغز ما براي انجام فعاليتهاي فكري به ويژه تمركز فكر به گلوكز فراوان احتياج دارد. شما سعي كنيد اين گلوكز فراوان را بيشتر از فروكتوز (قند ميوه ها) تأمين نماييد. امروزه 80 درصد از مواد غذايي را كه رژيمهاي غذايي مناسب توصيه مي كنند، ميوه ها و سبزيها تشكيل مي دهند.
شما خودتان بارها تجربه كرده ايد كه با خوردن ميوه هاي شيرين، سالاد و سبزيها چقدر شاداب تر و سر زنده تر مي شويد و آمادگي بيشتري براي فعاليتهاي ذهني پيدا مي كنيد. در صورتي كه با خوردن مواد پروتئيني، ذهن شما احساس خستگي مي كند و شما به چرت زدن و خوابيدن تمايل پيدا مي كنيد.
مجدداً تأكيد مي كنيم: سفارش ما اين نيست كه از پروتئين و لبنيات استفاده نكنيد، بلكه مي گوييم كمتر استفاده كنيد و حتي الامكان ميوه و سبزي را جايگزين مواد غذايي دير هضم كنيد.
به عنوان آخرين نكته، انگور هميشه به عنوان يك ميوه شيرين براي انجام فعاليتهاي ذهني و تمركز حواس در برنامه غذايي يوگيها نقش فوق العاده اي داشته است. از انگور فراوان استفاده كنيد.
حركات بدني
كساني كه با حركات يوگا آشنايي نسبي دارند اكنون بسيار مشتاقند كه ببينند در اين مجموعه به ويژه براي تمركز حواس، چه حركتهايي را پيشنهاد مي كنيم. ما به جاي آن كه به شرح حركات فراوان بپردازيم، قواعد علمي اين حركات را در چند مرحله مي گوييم كه شما با در نظر گرفتن اين اصول، مي توانيد خودتان حركتهايي را پيشنهاد كرده و انجام دهيد.
اصول حركات بدني
1. بدن را در وضعيتي قرار دهيد كه يا در طول شبانه روز اصلاً انجام نمي گيرد و يا خيلي به ندرت انجام مي گيرد. بدن شما در شبانه روز وضعيتهاي مختلفي را به خود مي گيرد، اما بعضي از وضعيتها هست كه بدن شما اصلاً در آنها قرار نمي گيرد و يا خيلي كم قرار مي گيرد. مثلاً كمتر پيش مي آيد كه شما دستتان را از بالا به پشت خود ببريد و از آرنج خم كنيد يا كمتر پيش مي آيد كه بر خلاف جاذبه زمين و به صورت سر و ته قرار بگيريد به طوري كه سر پايين، و پاها بالا باشند. با اين تعريف شما مي توانيد خودتان صدها حركت يوگا ايجاد كنيد.
2. دست كم يك دقيقه در اين وضعيت ثابت بمانيد و توقف كنيد.
3. حالا بايد در اين وضعيت ويژه تمركز كنيد. تمركز شما سه حالت دارد:
الف – اگر عضله اي متحمل فشار شده است، فكر خود را بر آن عضله متمركز كنيد. لزومي ندارد به اين فكر كنيد كه آن عضله در حال شل شدن است. فقط به آن توجه كنيد.
ب – اگر با كشش عضلاني مواجه نيستيد به يكي از نقاط انتهايي بدن توجه كنيد مانند نوك انگشتان دست، نوك انگشتان پا، نوك بيني و يا بالاي سر.
پ – اگر منظور شما از يوگا فعل و انفعالي خاص يا درمان است، به طور ذهني بر آن فعل و انفعال تمركز كنيد. مثلاً وقتي سر را پايين قرار مي دهيد و پاها را بالا، مي توانيد تمركز كنيد كه خون از انگشتان پاهاي شما به طرف پوست سرتان سرازير مي شود و پياز مو تقويت مي گردد.
4. بسيار دقت كنيد كه در يوگا، كششها ملايم و خفيف باشند. هرگونه فشار سنگين بر خود آوردن غلط است. اگر بعد از يوگا احساس خستگي كنيد و درد عضلاني داشته باشيد، آنچه انجام داده ايد ورزش بوده به يوگا.
اشتباهي كه بيشتر افرادي كه كتابهاي يوگا را مطالعه مي كنند مرتكب مي شوند اين است كه مثلاً وقتي مي بينند كسي سرش را به طرف پاهايش خم كرده و به زانو چسبانده است، آنها هم سعي مي كنند كه با فشار، همين وضع را ايجاد كنند در حالي كه بايد تا جايي پايين مي رفتند كه كشش ملايمي ايجاد مي شد و همانجا توقف مي كردند. شما هم نبايد به خود فشار آوريد كه يكباره چنين وضعيتي به خود بگيريد. تأكيد مي كنيم كشش، ملايم و خفيف باشد.
5. يوگا به عضلاتي كه معمولاً كمتر مورد توجه قرار مي گيرند، بيشتر توجه دارد. به عضلاتي مانند زبان، پشت ران، پشت، پشت كتف و . . . بسيار توجه كنيد.
6. بين هر دو حركت يوگا دست كم سي ثانيه توقف كنيد و چند نفس عميق بكشيد. چه وقت و چقدر تمرينات يوگا را انجام دهيم؟ به هيچ عنوان در انجام يوگا افراط نكنيد. روزي يك بار يوگا كنيد و حركاتي كه انجام مي دهيد از 4 تا 5 حركت تجاوز نكند و بيشتر از 7 تا 8 دقيقه طول نكشد.
در يك روز نيم ساعت تا يك ساعت تمرين يوگا انجام دادن عملاً روحيه پشتكار را در شما از بين مي برد. شرط ايجاد روحيه پشتكار اين است كه در ابتدا بسيار كم اما هميشه انجام دهيد تا برايتان عادت شود. به جاي اين كه روزي يك ساعت انجام دهيد و بعد از بيست روز آتش اشتياق شما سرد و خاموش شود، روزي پنج دقيقه اما هميشه انجام دهيد. يوگا را بايد با شكم خالي انجام دهيد و دست كم دو سه ساعت از غذا خوردنتان گذشته باشد. از آنجا كه فاصله بين شام خوردن تا خوابيدن ما معمولاً كم است، توصيه مي كنيم يوگا را صبح بعد از بيدار شدن از خواب انجام دهيد.
يوگا با ورزش منافاتي ندارد. مي توانيد بعد از يوگا ورزش كنيد يا نكنيد. در اين مورد، اختيار كامل با شماست. به هنگام انجام يوگا، لباس راحت و آزاد بپوشيد و وسايل اضافي مانند ساعت، عينك و ... را در بياوريد. بعد از اين كه يوگا به مدت زمان كم برايتان عادت هميشگي شد، مي توانيد به تدريج مدت زمان انجام آن را افزايش دهيد.
چهار حركت اصلي يوگا
چنان كه گفتيم براي حركات يوگا مي توانيد خودتان حركاتي را پيشنهاد كنيد و يا اين كه از حركات پيشنهادي كتابهاي يوگا استفاده كنيد. ما هم اكنون چهار حركت اصلي و مادر را كه گفته مي شود از بقيه حركات مهم ترند، به شما پيشنهاد مي كنيم:
حركت يك
كنار ديوار قرار بگيريد و پاها را به بالا پرتاب كنيد به طوري كه سر پايين و پا به طرف بالا باشد. يك يا دو بالش زير سر خود بگذاريد و دستها را از آرنج خم كنيد و زير سر خود بگذاريد. اگر اين حركت برايتان دشوار است، در آغاز به مدت سي ثانيه آن را انجام دهيد. افرادي كه بيماري آرتروز دارند، اين حركت را انجام ندهند.
حركت دو
بنشينيد پاها را دراز كنيد. از كمر خم شويد. پا را به طرف زانو ببريد و دستها را به طرف پا دراز كنيد. توجه كنيد تا آنجا پايين برويد كه كشش و فشار سنگيني را حس نكنيد.
حركت سه
به روي شكم بخوابيد (دمر). كف دست را روي زمين و روي سينه خود قرار دهيد. بعد دست را به زمين بفشاريد، آرنج را صاف كنيد طوري كه از كمر به بالا در هوا قرار گيرد و از كمر به پايين روي زمين به طرف بالا نگاه كنيد و ثابت شويد. در اين حركت مي توانيد زبان خود را بيرون بياوريد.
حركت چهار
دو زانو بنشينيد. باسن را تا حدي در بين پاشنه ها بگذاريد. دست را آهسته مشت كنيد و روي ناف بگذاريد. مشتها را به هم بچسبانيد. به آرامي پايين برويد و در اين وضعيت ثابت بمانيد.
در تمام حركات به اصول يوگا كه پيشتر گفتيم توجه داشته باشيد. همين طور به اين كه زمان كمي را در شروع كار، به تمرينهاي يوگا در شبانه روز اختصاص بدهيد.